آنتروژومتری و طراحی
آنتروپومتري (Anthropometry):
آنتروپومتري واژه اي است متشكل از دو كلمه يوناني آنتروپوس به معني انسان و مترين به معني اندازه گيري. آنتروپومتري علم اندازه گيري ابعاد بدن انسان است.
به طور كلي اندازه گيري ابعاد بدن در دو وضعيت صورت مي گيرد:
1ـ وضعيت ساكن (ثابت)
در اين وضعيت اندازه گيري بدن در حالتي صورت مي گيرد كه بدن هيچ حركتي نداشته و اين اندازه گيري را اصطلاحاً آنتروپومتري استاتيك گويند .
2ـ وضعيت متحرك
در اين وضعيت اندازه گيري ابعاد بدن در حالتي كه بدن در حال حركت مي باشد صورت خواهد گرفت كه اندازه گيري به نام آنتروپومتري ديناميك معروف است.
اندازه گيري هاي استاتيك شامل ارتفاع نشسته، ارتفاع ايستاده، طول قد، سينه و عمق اجزاء بدن و وضعيتهاي بدن است. اطلاعات ديناميك شامل حدود دسترسي، ميزان حركت (زاويه حركت) و نيروي وارد شونده به وسيله دست در حركات مختلف مي باشد. اطلاعات آنتروپومتريك معمولاً براي صدكهاي پنجم، پنجاهم و نود و پنجم مردان وزنان گزارش مي شود. براي يك بعد معين صدك پنجم عبارت است از مقداري كه 5 درصد از جمعيت مورد نظر پايين تراز آن مقدار هستند صدك نود و پنجم هم مقداري است كه 95 درصد از جمعيت مورد نظر پايينتراز آن هستند.
به طور كلي آنتروپومتري شامل اندازه گيري اندازه هاي مختلف از طول بدن، وزن، حجم اندامها، فضاي حركتي و زواياي حركتي هر يك از اين اندازه ها بوده و در نهايت تهيه آمار و اطلاعات منتج از آن در تعيين شكل و اندازه ابزار و وسايلي است كه در محيط كار مورد استفاده اين افراد قرار مي گيرد.
آنتروپومتري در دو زمينه كاربرد دارد:
● براي تطبيق و تناسب ماشين با انسان در جهت راحتي و افزايش راندمان كار
● جهت استانداردسازي وسايل و تجهيزات مورد استفاده براي يك فرد يا كل جامعه
ابعاد آنتروپومتري:
ابعاد آنتروپومتري اغلب به صورت صدكها بيان مي شوند. رايجترين صدكهاي مورد استفاده عبارتند از صدكهاي پنجم، پنجاهم و نودوپنجم. داده هاي آنتروپومتريكي اغلب از توزيع نرمال برخوردار هستند. توزيع نرمال با استفاده از مقدار ميانگين و انحراف معيار تعيين مي شود هنگاميكه اين مقدارها مشخص باشند محاسبه هر صدك دلخواه امكان پذير خواهد بود.
(1.65*انحراف از معيار)+ ميانگين = صدك نودوپنجم
(1.65*انحراف از معيار)- ميانگين = صدك پنجم
جدول تعريف صدكها
|
صدك |
تعريف |
|
پنجم پنجا هم نود و پنجم |
پنج درصد دادهها ا آن كوچكتر باشند. ميا نگين نود و پنج درصد دادهها ازآن كوچكتر باشند. |
روند متعادل در طراحي تجهيزات و وسايل، طراحي براي گستره اي از جمعيت است كه بين صدك پنجم(اپراتور ريز نقش) تا صدك نودوپنجم (اپراتور درشت هيكل) قرار مي گيرند. به هر اندازه گستره طراحي بزرگتر در نظر گرفته شود، هزينه طراحي نيز فزونتر خواهد شد. به ديگر سخن، طراحي براي گستره صدك پنجم تا صدك نودوپنجم پر هزينه تر از طراحي براي گستره صدك دهم تا صدك نودم مي باشد. گزينش صدكهاي پنجم و نودوپنجم كاملا اختياري بوده و به صورت نسبت درآمده است.
تعريف ابعاد آنتروپومتريكي:
كاملترين مرجع آنتروپومتريكي بوسيله سازمان هوانوردي و فضايي امريكا (ناسا) در سال ١٩٧٨ منتشر شده است. برخي از ابعاد آنتروپومتريكي داراي نامهاي لاتين هستند زيرا به زوايد استخواني و پيش آمدگي آنها باز مي گردد. داده هاي آنتروپومتريكي مربوط به جنس اختلافات زيادي را با يكديگر نشان مي دهند. در بسياري از ابعاد صدك پنجم مردان (مرد ريز نقش) تقريبا برابر صدك پنجاهم زنان (زن ميانه) است. تمامي ابعادي كه در اينجا معرفي مي شوند داراي كاربرد ويژه اي در زمينه توليد مي باشند. در مطالب زير شيوه هاي اندازه گيري و كاربرد اين ابعاد توضيح داده شده است:
1- ارتفاع آرنج: اين بعد در تعيين ارتفاع سطح ميز كار از اهميت ويژه اي برخوردار است.
2- ارتفاع شانه: بلند كردن و حمل اشيايي كه در بالاي ارتفاع شانه قرار دارند دشوار است، زيرا در اين كار عضله هاي ضعيف بكار گرفته مي شوند و از سوي ديگر، در چنين حالتي خطر رها شدن و سقوط اشياء نيز افزايش مي يابد.
3- بلندي قد: از اين بعد در تعيين كمترين فضاي خالي بالاي سر به منظور جلوگيري از برخورد سر با مانع استفاده مي شود.
4- طول كفل- زانو: فاصلة افقي از پشت كفل تا جلوي كاسة زانو.
5-طول كفل - ركبي: فاصلة افقي از پشت كفل تا زاوية ركبي در پشت زانو جايي كه پشت ساق به ران متصال مي شود. اين بعد جهت حد دسترسي و حداكثر عمق قابل قبول براي سطح نشستگاه استفاده ميشود.
6- ارتفاع ركبي: فاصلة عمودي از سطح زمين تا زاوية ركبي در سطح داخلي زانو جايي كه اندون ماهيچة دو سر ران وارد ساق پا مي شود. كاربرد اين بعد در تعيين حداكثر ارتفاع قابل قبول سطح نشستگاه مهم است.
7- فضاي مورد نياز رانها: ارتفاع آرنج در حالت نشسته و فضاي مورد نياز رانها عوامل تعيين كننده اي در ضخامت سطح رويي ميز كار و كشوي آن مي باشند.
8- ارتفاع آرنج در حالت نشسته: فاصلة عمودي از سطح زمين تا زائدة اعلايي مربوط به زند زبرين. با استفاده از ارتفاع آرنج در حالت نشسته و ارتفاع ركبي مي توان ارتفاع ميز كار را تعيين نمود.
9- ارتفاع چشم در حالت نشسته: نمايشگرهاي تصويري مي بايستي در زير خط افقي قرار گيرند كه ارتفاعي برابر با ارتفاع چشم در حالت نشسته دارد.
10- ارتفاع نشسته: از اين بعد در تعيين فضاي عمودي مورد نياز براي وضعيت نشسته استفاده مي شود.
11- پهناي باسن: از اين بعد در تعيين پهناي صندليها و نيز تعيين ابعاد شكافها، روزنه ها و... كه كل بدن بايستي از آنها بگذرد استفاده مي شود.
12- پهناي شانه: حداكثر پهناي افقي شانه ها كه در محل پيش آمدگي عضله هاي دالي شكل اندازه گيري مي شود. كاربرد اين بعد جهت تعيين فضاي لازم در سطح شانه هاست.
13- ارتفاع كفل: فاصله عمودي از سطح زمين تا برجستگي بزرگ انتهاي ران.
به طور كلي در علم ارگونومي كارهاي فيزيكي به دو دسته تقسيم مي شوند :
1ـ كارديناميكي :
در اين كار گروهي از عضلات درگير بوده و نياز به مصرف انرژي ( اكسيژن و گلوكز ) در اين قبيل كارها زياد است زيرا ماهيچه ها دائماً در حال انقباض و انبساط هستند .
2ـ كار استاتيكي :
در اين كار گروهي از عضلات در يك حالت ثابت درگير كار مي شوند ، چنانچه يك ماهيچه در زمان طولاني تحت تاثير يك نيروي خارجي دچار انقباض شده و در عين حال هيچ يك از اعضاء( اجزاي ) آن حركتي نداشته باشد از آن به عنوان يك فشار استاتيكي نام برده مي شود . در كار ديناميكي فعاليت عضلات و انقباض و انبساط آنها ، سبب خونرساني سريع شده و با وقفه اي همراه نمي شود بهمين دليل در كار ديناميكي نسبت به كار استاتيكي خستگي كمتري مشاهده مي شود بنابراين در كارهاي استاتيكي ماهيچه ها به سرعت به خستگي ميرسند . به همين جهت سعي ميشود كه كارهاي استاتيكي به كارهاي ديناميكي تبديل شوند . پس بايد بهترين حالت را براي قرار گرفتن بدن در هنگام كار تعيين نمود :
ـ در انجام تمام كارهايي كه نيازمند به حركات بدن و يا بازوان و يا مستلزم صرف نيروي زياد مي باشد كار فقط به طور ايستاده انجام مي شود . زيرا به كمك حركات و استقرار مناسب بدن انجام كار ساده تر مي گردد .
ـ بسياري از كارها نيز به حركات ملايم دست ، مشاهده دقيق دارند كه بهترين حالت انجام آنها كار به صورت نشسته است البته با استفاده از صندليهاي مناسب و استاندارد .
از نظر فيزيكي معمولاً كار به صورت نشسته ترجيح داده مي شود ، زيرا در اين حالت فشار كمتري به بدن وارد مي گردد . هنگام كار به صورت ايستاده خون در پاها جمع شده و گردش خون دچار اختلال مي شود كه پيامد آن بيماري واريس مي باشد همچنين نشستن مداوم و طولاني نيز گردش خون را كند مي كند و موجب سوء هاضمه مي شود . بهترين راه آن است كه گاهي به صورت نشسته و گاهي به صورت ايستاده به كار پرداخته شود .
تأثير كار استاتيك :
در كار استاتيك بسته به ميزان نيروي اعمال شده جريان خون محدود مي شود ، چنانچه از 60 درصد توان ماكزيمم عضله كار بكشيم جريان خون كاملاً قطع مي شود اما در فشارهاي كمتر كمي گردش خون وجود خواهد داشت زماني كه كار و فشار روي عضله به حد 20ـ15 درصد ماكزيمم آن برسد ، جريان خون در آن طبيعي خواهد بود .
بديهي است كه هر چه نيروي اعمال شده بيشتر باشد ظهور خستگي ماهيچه در كار استاتيك نيز سريعتر مي گردد . اين را مي توان بر حسب ارتباط بين دوره اي از انقباض حداكثر عضله و نيروي اعمال شده بيان نمود . حتي كار استاتيك متوسط هم باعث خستگي موضعي شده ، در صورت امكان و تكرار روزانه مي تواند در مفاصل ، عضلات ، تاندونها و ساير اعضا ديگر ، ايجاد مشكل نمايد . تمامي اين ضايعات مزمن و حاد را معمولاً و به طور خلاصه ضايعات اسكلتي ـ عضلاني Muscluskeletal Disorder مي گويند . مطالعات تجربي و آزمايشگاهي نشان داده است كه كارهاي استاتيك معمولاً با ريسك بالايي از موارد زير همراه است :
1ـ آماس مفاصل در استرسهاي مكانيكي .
2ـ التهاب و ورم غلاف تاندونها .
3ـ ورم محل اتصال تاندونها .
4ـ علايم آرتروز ( تحليل شديد در مفاصل ) .
5ـ اسپاسم هاي دردناك عضله .
6ـ ناراحتيهاي ديسك بين مهره اي .
حدود دسترسي:
ميزان دسترسي در جهت قائم در حالت ايستاده:
اين ميزان دسترسي معمولاً از طريق اندازه گيري فاصله زمين تا سطح بالاي ميله اي كه در دست راست شخص قرار دارد به دست مي آيد. در اين موقعيت شخص بايد كاملاً راست بايستد و بدون اينكه احساس ناراحتي يا كشيدگي به سمت بالا داشته باشد دست خود را به طرف بالا بكشد. شايد از جمله مهمترين مواد كاربرد اين داده ها، راهمنايي براي در نظر گرفتن حداكثر ارتفاع جهت نصب كليدها، اهرم ها، دستگيره ها، قفسه هاي كتاب و… باشد. ميزان دسترسي، عامل كاربردي مهمي است چرا كه اگر در استفاده از داده ها، صدك بالايي انتخاب شود، طراحي تنها با دارندگان ميزان دسترسي بالاتر تطابق داشته و اين سازگاري براي دارندگان ميزان دسترسي پايين تر وجود نخواهد داشت و اين در حالي است كه اگر اين طرح بر مبناي استفاه از صدكهاي پايين باشد با هر دو گروه مطابق خواهد بود.
ميزان دسترسي انگشت شست:
ميزان دسترسي انگشت شست در حالتي اندازه گيري مي شود كه شخص ايستاده، شانه هاي خود را به ديوار تكيه داده و در حالي كه بازوي خود را به سمت جلو كشيده است انگشت اشاره اي او نوك انگشت شست را لمس مي كند. در اين حالت ميزان دسترسي شست عبارت است از فاصله ديوار تا نوك انگشت شست. شايد مهم ترين كاربرد اين داده ها در تعيين حداكثر فاصله اي باشد كه شخص ناچار است براي برداشتن يك شيء يا كنترل قسمتي از تجهيزات به آن دسترسي داشته باشد نمونه اي از موارد كاربرد چنين طرحي، قفسه دار كردن قسمت بالاي يك پيشخوان يا نصب قفسة پرونده در قسمت جلويي ميزهاي جداكننده در دفترها مي باشد.
كار در وضعيت نشسته :
در وضعيت نشسته بسته به نوع صندلي و فعاليت طبعاً انرژي كمتري نسبت به حالت ايستاده مصرف خواهد شد و ما هميشه سعي مي كنيم كه مشاغل ايستاده را به نيمه نشسته و نشسته تبديل كنيم . در حالت نشسته تعداد عضلات درگير حفظ تعادل بدن كاهش مي يابد از طرف ديگر سطح اتكاء بدن با صندلي افزايش يافته ، تمركز قواء و ميدان ديد نيز در وضعيت نشسته در حفظ تعادل بدن اهميت دارد . حداكثر سرعت در كار دستي هنگامي است كه دستها در جلوي بدن و بازوها در طرفين و با زاويه مناسب قرار گيرند . از آنجايي كه ممكن است كار به صورت دقيق دو دستي صورت بگيرد . ارتفاع سطح ميز كار بايد به گونه اي باشد كه فاصله مناسب بينايي رعايت گردد يعني ارتفاع كار آن قدر بالا بيايد تا در حالتي كه بدن در وضعيت طبيعي قرار گرفته ، فرد بتواند به راحتي شيء مورد نظر را ببيند و در زماني كه انجام كار نياز به نيروي بزرگي داشته و حركات جنبي كار زياد باشد ، پائين بودن سطح كار الزامي است . ارتفاع ميز بين 74 – 78 cm باعث مي شود كه افراد با استفاده از يك صندلي قابل تنظيم و زير پائي مناسب ، شرايط قابل تطبيقي را براي خود فراهم آورد .
نقاط قوت و ضعف كار نشسته :
مزاياي كار نشسته به شرح زير است :
1ـ حذف وزن پا .
2ـ اجتناب از وضعيتهاي غيرطبيعي بدن .
3ـ كاهش صرف انرژي .
4ـ كاهش اعمال فشار بر روي سيستم گردش خون .
زيبا نشستن :
در بسياري از موارد نشستن راحت تر از ايستادن است ولي در هر صورت هنگام ايستادن و يا راه رفتن كمر در وضعيت راحت تري نسبت به حالت نشسته قرار دارد .
هنگام ايستادن مركز ثقل دقيقاً در مركز بدن قرار مي گيرد و بدن حالت تعادل مي يابد ولي بدليل اينكه در هنگام نشستن مركز ثقل بدن از قسمت مركزي به بالاي تنه تغيير مي يابد ، در حالت نشسته نيروي ماهيچه اي بيشتر صرف مي شود . اگر در حالت نشسته حدوداً 10 درجه رو به جلو خم شويم ميزان فشار روي ماهيچه هاي كمر دو برابر مي شود .
مي توان گفت نشستن به خصوص نشستن پشت يك ميز ، يك مهارت است . بهترين حالت نشستن پشت يك ميز ، نزديك نشستن به ميز است به طوري كه ناحيه پشت بدن ، محكم به پشت صندلي چسبيده باشد و پاها نيز بر روي زمين و يا زيرپايي قرار گرفته باشند . در هنگام نشستن بايد سر را كاملاً راست و كمي رو به جلو نگاه داشت ، شانه ها بايد افتاده و نبايد قوز كرد . براي ايجاد يك وضعيت بدني متعادل در هنگام كار بهتر است كه آرنجها را به بدن نزديك كرد و حدوداً 5 cm پائين تر از لبه ميز قرار دهيم .
|
|
ارتفاع كار در حالت ايستاده :
ارتفاع كار اهميت ويژه اي در طراحي محيط دارد چنانچه كار بلند باشد دست براي جبران اين وضعيت بالا قرار مي گيرد كه اين خود باعث درد ناحيه گردن و شانه ها خواهد شد . پائين بردن ارتفاع ميز باعث بهم خوردن وضعيت تعادلي فرد ، خم شدن فرد و نهايتاً كمر درد ميشود بنابراين بايد ارتفاع كار به گونه اي متناسب با ارتفاع بدن شخص طراحي شود .
بهترين ارتفاع براي انجام كار در حالت ايستاده در فاصله 50 - 100 ميليمتري زير ارتفاع آرنج مي باشد ، متوسط ارتفاع آرنج ( فاصله آرنج از زمين در حالتي كه بازو به زمين عمود بوده و آرنج خم شده است .) 1050 mm براي مردان و 980 mm براي زنان مي باشد بنابراين گستره 100-950 ميلي متر براي مردها و 830 – 930 mm براي زنان پيشنهاد شده است . علاوه بر ابعاد آنتروپومتريكي به طبيعت كار نيز ميتوان توجه داشت توصيه هاي گراندجان (1981) در مورد ارتفاع سطح انجام كار به قرار زير است :
1ـ در كارهاي ظريف و حساس مي توان از يك نگهدارنده آرنج (حايل) براي كاهش بار استاتيك بر روي عضلات كمك گرفت تا دردهاي پشت به حداقل برسد . دركار سبك ارتفاع مناسب كار در حدود 50 – 100 mm بالاي آرنج مي باشد .
2ـ در كارهاي دستي سبك فرد نياز به فضايي براي در دست گرفتن و جابجا كردن ابزار ، مواد و ظروف مختلف در اطراف خود دارد كه در اين حالت بهتر است ارتفاع كار 50 – 100 mm پائينتر از آرنج باشد .
3ـ اگر در كار ايستاده نياز به نيروي بدني زيادي باشد ، (كارهاي سنگين) ارتفاع 150-400 mm پائين تر از ارتفاع پيشنهاد مي گردد .
وضعيت ايستاده استاندارد :
فرد به طور مستقيم و كشيده ايستاده است . خود را تا حداكثر ارتفاع بدن بالا مي كشد و مستقيم به طرف جلو نگاه مي كند . در اين حالت شانه ها آزاد است و دستها در كنار بدن آويزانند در اين وضعيت فرد بايد از ديوار يا سطح اندازه گيري فاصله داشته باشد و به آن تكيه نكند . البته نشستن طولاني باعث شل شدن عضلات شكمي و كج شدن ستون مهره ها ميشود كه اين امر براي ارگانهاي تنفسي و گوارشي بسيار بد خواهد بود . مشكل اصلي در حالت نشستن ستون مهره ها مي باشد يعني بيشترين مشكل در كار نشسته مربوط به ستون مهره ها و عضلات پشتي است كه در بسياري از وضعيت هاي نشسته راحت نيستند و به طرق مختلف دچار استرس و فشار مي گردند .
وضعيت نشسته استاندارد :
فردي به طور مستقيم و كشيده بر روي يك سطح افقي نشسته ، بدن خود را تا حداكثر ارتفاع بالا مي كشد و مستقيم به طرف جلو نگاه مي كند ( يا سر او طوري جهت داده شده كه صفحه به طور افقي قرار گرفته ) شانه در وضعيت آزاد است بازوها به طور عمودي آويزان و ساعد در حالت افقي قرار مي گيرند ( زاويه ساعد و بازو 90 درجه است ) ارتفاع سطح نشيمنگاه طوري تنظيم مي شود ( يا تكيه گاه هايي در زير پاي فرد قرار داده مي شود ) كه رانها در حالت افقي و ساقها به طور عمودي قرار گيرند .
كار در وضعيت ايستاده :
در شغلهايي كه كار به صورت ايستاده انجام مي گيرد، ارتفاع قلب از زمين نقش مهمي در بازگشت خون به قلب خواهد داشت در نتيجه خستگي زودرس در اندام تحتاني بروز خواهد كرد و تاثير بسزايي در وقت و راندمان كار خواهد داشت . تعداد ضربان قلب رابطه نزديكي با تعداد تنفس در دقيقه دارد و اكسيژن گيري توسط ريه رابطه تنگاتنگ با وضعيت آناتومي بدن فرد نيز دارد در حالتي كه شخص ايستاده كار مي كند اگر ارتفاع ميز بيش از حد كوتاه باشد و فرد خم شود ، علاوه بر مصرف انرژي زياد براي كنترل بدن اين وضعيت باعث لطمه زدن به حجم اكسيژن شده و در نتيجه خستگي زودرس ، عدم دقت در كار و ضايعات اسكلتي به همراه دارد .
ايستگاههاي كاري نشسته و ايستاده توأم :
از نقطه نظر ارتوپدي و فيزيولوژيكي محيط كاري كه اجازه بلند شدن و نشستن به كارگر بدهد بسيار متناسب است . احتمال نگهداشتن ابزار در وضعيت نشسته به حالت ايستاده كمتر است . ايستادن و نشستن بر روي عضلات مختلف استرسهاي گوناگون را اعمال مي نمايد . از اين رو كار متنوع و متغير وضعيت ايستاده به نشسته و بالعكس باعث رفع خستگي و بهتر رسيدن مواد مغذي به ديسكهاي بين مهره اي خواهد شد .
ـ به طور كلي وضعيتهاي بدني نشسته ، ايستاده و يا نشسته ـ ايستاده بسته به تناسب نوع كار بررسي مي شود :
ـ اگر بلندكردن و حمل و نقل پياپي اشياء سنگين ضروري است ، وضعيت ايستاده برتري دارد . البته وضعيت نشسته ـ ايستاده مي تواند بعنوان گزينه ديگر انتخاب شود .
ـ در بسته بندي يا كارهاي ديگري كه در آنها اشياء و قطعه هايي بايد در زير ارتفاع آرنج در راستاي قائم جابجا شوند وضعيت ايستاده يا نشسته ـ ايستاده برتري دارد . در اين زمينه وضعيت نشسته امكان پذير نيست زيرا در اينگونه كارها دستها به سمت پائين حركت مي كنند و نميتوان سطح ميز كار را بدون اينكه با فضاي مورد نياز پاهاي اپراتور تداخل كند در ارتفاعي كه به اندازه كافي پائين است ، قرار داد .
ـ اگر در انجام كار لازم باشد كه اپراتور دست خود را در جهتهاي گوناگون دراز كند وضعيت ايستاده يا نشسته ـ ايستاده برتري دارد . بدين ترتيب ، اپراتور به راحتي مي تواند به محل مورد نظر خود دسترسي داشته باشد .
ـ در صنعت مونتاژ قطعه هاي سبك همراه با حركتهاي تكراري ، كار رايجي است . در اين مورد وضعيت نشسته توصيه مي شود . براي انجام اينگونه كارها ميزي مورد نياز است كه به روي آن قطعه ها ، بسته ها و ديگر وسايل قرار مي گيرند . اپراتور مي تواند در هنگام خستگي ناشي از حركتهاي تكراري ، براي تنش زدايي فيزيكي به عنوان تكيه گاه از آن استفاده نمايد .
ـ در كارهاي ظريف دستي ، اپراتور نيازمند تكيه گاهي است كه در زير ساعد قرار گيرد ، از اين رو وضعيت نشسته برتري دارد .
ـ در وضعيت نشسته ، بازرسي چشمي و نظارت به بهترين شكل خود انجام مي گيرد . وضعيت نشسته ، امكان تمركز فكر را بهتر از وضعيت ايستاده فراهم مي سازد .
ـ اگر وظيفه از چند قسمت گوناگون تشكيل شده باشد افزون بر آن ، حركت به پيرامون را نيز ايجاد مي نمايد ، وضعيت نشسته ـ ايستاده مي تواند برتري داشته باشد . زيرا در اينصورت ، اپراتور ناچار خواهد بود كه مدام از صندلي خود برخاسته و دوباره بنشيند .
از نظر ارگونوميكي شرايط استاندارد براي ميز و صندلي براي كار نشسته به شرح زير است :
1ـ ارتفاع ميز كار بايد چند سانتي متر پائين تر از آرنج باشد .
2ـ ميز كار مقاومت كافي براي حركت دست روي آن را داشته باشد .
3ـ ارتفاع ميز كار يعني پايه هاي ميز براي زنان 61 cm و براي مردان 64 cm باشد .
ارتفاع ميز كار مناسب براي انجام كار در وضعيت نشسته براي كارگران (cm )
|
نوع كار |
مـرد |
زن |
|
كارهاي دقيق با فاصله ديد كم |
90 – 110 |
80 – 110 |
|
خواندن و نوشتن |
74 – 78 |
70 – 74 |
|
ماشين نويسي |
68 |
65 |
|
كارهاي دستي پر فعاليت |
68 |
65 |
ارتفاع ميز كار مناسب براي انجام كار در وضعيت ايستاده براي كارگران (cm )
نوع كار |
مـرد |
زن |
|
فشار بر روي آرنج |
100 – 110 |
95 – 105 |
|
كار با اشياء كوچك |
90 – 95 |
85 – 90 |
|
كار نيازمند صرف نيرو |
75 – 90 |
70 - 85 |
طراحي ميز و صندلي كار:
با توجه به ابعاد آنتروپومتري ، براي افرادي كه در اين ایستگاه ها كار ميكنند، ميز كار و صندلي به صورت زير طراحي مي شود:
طراحي در دو حالت انجام مي گيرد:
الف) ميز كار و صندلي هر دو قابل تنظيم باشند:
در اين حالت موارديكه بايد محاسبه گردند عبارتند از: ارتفاع صندلي، ارتفاع سطح داخلي ميز و ارتفاع سطح خارجي ميز.
1- ارتفاع صندلي:
2.5 + صدك پنجم ارتفاع ركبي = حداقل ارتفاع صندلي
2.5 + صدك نود و پنجم ارتفاع ركبي = حداكثر ارتفاع صندلي
2- ارتفاع سطح داخلي ميز:
در اين مورد نيز در دو محدوده حداقل حداكثر محاسبه مي شود.
حداقل ضخامت ران + حداقل ارتفاع صندلي (صدك پنجم) = حداقل ارتفاع سطح داخلي ميز
حداكثر ضخامت ران + حداكثر ارتفاع صندلي (صدك نود و پنجم) = حداكثر ارتفاع سطح داخلي ميز
3- ارتفاع سطح خارجي ميز :
در اين مورد نيز حداقل و حداكثر محاسبه مي شود.
5 – حداقل ارتفاع آرنج نشسته + حداقل ارتفاع صندلی = حداقل ارتفاع سطح خارجی ميز
5 – حداكثر ارتفاع آرنج نشسته + حداكثر ارتفاع صندلي = حداكثر ارتفاع سطح خارجی ميز
ب) ميز كار ثابت و صندلي قابل تنظيم باشد:
در اين حالت، محاسبات حداقل و حداكثر تنها براي صندلي انجام مي پذيرد. موارد مورد محاسبه در اين حالت شامل فضاي مورد نياز رانها، ارتفاع سطح داخلي ميز و ارتفاع صندلي مي باشد.
قبل از انجام محاسبات، لازم است كه حداكثر ارتفاع سطح داخلي ميز در اين حالت برابر با حداكثر ارتفاع سطح داخلي ميز در حالتي است كه ميز هم قابل تنظيم باشد.
حداكثر ارتفاع سطح خارجي ميز نيز از رابطه زير به دست مي آيد:
2.5 + حداكثر ارتفاع سطح داخلي ميز = حداكثر ارتفاع سطح خارجي ميز
فضاي مورد نياز رانها:
حداقل ضخامت ران – حداقل ارتفاع ركبي – 2.5 – حداكثر ارتفاع سطح داخلي ميز = حداكثر فضاي مورد نياز رانها
حداكثر ضخامت ران – حداكثر ارتفاع ركبي – 5/2 –حداکثر ارتفاع سطح داخلي ميز = حداقل فضاي مورد نياز رانها
محاسبه ارتفاع صندلي:
حداقل فضاي مورد نياز رانها + 5/2 + حداقل ارتفاع ركبي = حداقل ارتفاع صندلي
حداكثر فضاي مورد نياز رانها + 5/2 + حداكثر ارتفاع ركبي = حداكثر ارتفاع صندلي
طراحي ميزكار در حالت ايستاده :
براي اين منظور به متغيرهاي ارتفاع آرنج در حالت ايستاده، نوع كار (سبك، سنگين، متوسط)، ارتفاع پاشنه كفش و ارتفاع زير پايي نياز مي باشد.
براساس متغيرهاي فوق و اندازهگيريهاي انجام شده، طراحي ميز كار در حالت ايستاده به صورت زير مي باشد:
ارتفاع زيرپايي + ارتفاع پاشنه كفش + حداكثر ارتفاع ارنج ايستاده = حداكثر ارتفاع ميز كار
ارتفاع زيرپايي + ارتفاع پاشنه كفش + حداقل ارتفاع آرنج = حداقل ارتفاع ميز كار
لازم به ذكر است محاسبات فوق بدون درنظر گرفتن نوع كار انجام گرفته است.